محمد تقي جعفري
288
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
چيست ارزش خندهء طبيعت و شادىها و جهشهايش در باغهاى بهشتى براى هيچ يك از اين امتيازات حيات ، آن عظمت و ارزشى وجود ندارد كه جزيرهء عرب ، آن سرزمين معجزات مىخواهد به دنيا عرضه كند . اين جزيره حقيقتى باعظمتتر از همهء آنها را به دنيا عرضه كرد كه مشرف بر هستى و وحدتبخش زمانها است . اين جزيره با بوجود آوردن معجزهء ابديش منابع خيرات را صاف و ارزشهاى حيات را آشكار نمود و وجدان عالم هستى را در انسانيت ناب و مطلق و در فيض عالى خير و اعتلاى طبيعت و گسترش عناصر فضيلت از هر گونه قيد آزاد ساخت تا در يك وحدت زنده در غارنشين غار حراء محمد بن عبد اللَّه ( ص ) مستقر بسازد و سپس اين وحدت زنده وجود خود را در برگزيدهء اولياء و اصحابش على بن ابي طالب ( ع ) استمرار ببخشد . مبعوث شدن اين موجود بزرگ و استمرار حقيقت او در پسر عمويش على بن ابي طالب كه تجسيم كنندهء حقيقت عظمى در چنان سرزمينى و در چنان روزگارى كه معيار و ملاك زندگى ، گرفتن روح در برابر دينار بود ، معجزهء آيندهء آن سرزمين است - معجزهء صحراء پس از بعثت پيامبر اسلام . صداى محمد ( ص ) از شعلههاى صحراى سوزان جزيره فروغى تابناك در چشمانش . از گسترش بىپردهء ريگهاى بيابان در زير درخشش آفتاب صراحتى بر لبانش . و از باغهاى سرسبز مدينه و درختان طائف و از جلگههاى شناور در فضاى حجاز كه گويى جزيره هائى پراكنده در دريائى از ريگ است در زير مهتاب ، قطراتى از شبنم در دل و نرمى و محبت و و داد در خونش . از وزش گردبادهاى طوفانى ، انقلابى در خيالش . از بيان شعر و نور ملكوتى آسمانى جذابيتى در زبان و نورى فروزان در روحش .